ازدواج مجدد

ازدواج مجدد، داستان دو نفر به نام های "یاش" و "آرتی" است. یاش همسر خود را از دست داده و صاحب دو دختر به نام "پایال" و "پالاک" می باشد. آرتی هم مطلقه ای با یک پسر به نام "آنش" است. والدین همسر آرتی و خانواده یاش از آنها می خواهند که با هم ازدواج کنند. یاش و آرتی به خاطر رفاه و شادی فرزندانشان با هم ازدواج میکنند ولی با گذشت زمان عاشق یکدیگر شده و در ادامه داستان پیچیدگی های جدیدی از طرف خانواده یاش برایشان به وجود می آید. آرتی و یاش صاحب پسری به نام "آیو" می شوند  که پس از تولدش ربوده می شود. مقصر "ایشیتا" است که دل در گرو یاش داشته  و مصمم است تا زندگی آرتی را خراب کند. این موضوع در روابط بین یاش و آرتی مشکلاتی ایجاد می کند. آنها پس از ربوده شدن فرزندشان برای ماه ها با هم حرف نمی زنند. آیو - به عنوان یک بچه یتیم - توسط "پراتیک" (برادر یاش) و همسرش "پاریدهی" فرزندی پذیرفته شده و به خانواده برمی گردد. زیرا آنها بچه دار نمی شوند. آرتی احساس ارتباط قوی و راحتی بین بچه و خود پیدا می کند و طولی نمی کشد که حقیقت برملا شده و او پی می برد دزد بچه ایشیتا بوده است. آرتی حقیقت را به یاش گفته و در نهایت آنها به سوی یکدیگر باز می گردند و آیو را پس می گیرند اما وقتی با چهره محزون پاریدهی مواجه می شوند، تصمیم می گیرند آیو نزد پراتیک و همسرش بماند. ایشیتا مجددا آیو را می دزدد اما یاش بچه را نجات می دهد و سرانجام ایشیتا دستگیر می شود.